تبليغاتX
پرسش مهر 8 .: قله پیشرفت :.

 www.Mehr8.blogfa.com :تقويم امروز

همزمان با آغاز سال تحصيلي روساي جمهور سئوالاتي را از دانش آموزان و فرهنگيان مي پرسند و زمينه تحقيق و پژوهش و تفحص آنان را فراهم مي كنند          امسال هم در مراسم ويژه آغاز سال تحصيلي که با حضور آقای دكتر احمدي نژاد در بين دانش آموزان مدرسه راهنمايي حجاب منطقه9‬تهران برگزار شد رئیس جمهور سئوالاتی را مطرح كردند كه اميدواريم همه دانش آموزان و فرهنگيان در اين رقابت فرهنگي و علمي مشاركت گسترده داشته باشد        اما سئوالات رئيس جمهور محترم :        1-عواملي كه ما را در مسير پيشرفت همه جانبه قرار مي‌دهد، چيست؟    -2عوامل پيشرفت،راه‌هاي پيشرفت و موانع پيشرفت چيست و چه چيزهايي مانع پيشرفت ماست؟  3-موانع پيشرفت كدامند و چه كنيم تا موانع را از پيش رو برداريم و با سرعت به سمت قله‌ها حركت كنيم؟

موفقيت و عوامل گذر بر آن


_ بزرگ ترين آرزوي بشر، درطول تاريخ ، كسب موفقيت است.اما همواره سؤالات فراواني دراين باره وجود داشته است كه موفقيت چيست؟
آيا موفقيت ، داشتن همسري دلخواه ، محيط خانوادگي آرام و فرزنداني شايسته است؟ آيا موفقيت ، گذراندن مدارج تحصيلي واخذ مدرك علمي و تخصصي است ؟ آيا كسب ثروت موفقيت است؟ و بالاخره آيا موفقيت اين است كه آدم ، از ديگران برتر باشد، مثلاً هنرمند، نويسنده ، شاعر ، تاجر يا موسيقي دان مشهوري باشد؟
واقعيت اين است كه همه ي اينها كه گفته شد موفقيت اند، اما شايد هم هيچ كدام موفقيت نباشد ، چرا كه انسان ها متفاوت اند و برداشت هاي گوناگوني از اين مفهوم دارند . بنابراين موفقيت امري نسبي است و هرگز نمي توان تعريف واحدي براي آن ارائه داد.
به نظر آلفرد اوستن : «آرامش و اطمينان بهترين موفقيت است.» فرد موفق كسي است كه به آرزوهاي خود برسد و در درون رضايت خاطر احساس كند، كه اين خود حاصل تلاش وكوشش مداوم در زندگي است . خوشبخت كسي است كه كاري مفيد و با ارزش انجام دهد. به اين اعتبار، تعريف " فرهنگ وبستر" از موفقيت به مفهوم "نيل رضايت بخش به هدف" ، تعريفي مناسب است.
مي دانيم كه همه براي رسيدن به موفقيت به طور خستگي ناپذير تلاش مي كنند، اما به آنچه در آرزويش هستند، دست نمي يابند و رضايت دروني براي آنان ايجاد نمي شود. اگر چنين نيست پس چرا پس از رسيدن به بالاترين مقام بازهم احساس ناخرسندي مي كنند؟ چرا با داشتن چندين فرزند كه روزي آرزوي آن را داشتند باز هم ناشادند؟ و ... شايد علت اصلي اين باشد كه موفقيت واقعي را براي خودشان تعريف و مشخص نكرده اند يا هدف از موفقيت را نمي دانند.
موفقيت واقعي چيست ؟
احساس آسايش ، خوشبختي ، داشتن آرامش روحي و رواني ، مزاحم ديگران نشدن ومزاحمتي از سوي ديگران نديدن ، موفقيت واقعي اند، زيرا مقام ، ثروت ، فرزند شايسته ، مدارج تحصيلي وهمسر دلخواه ، همه عواملي اند كه با داشتن آرامش روحي ، خوب بودن با ديگران و داشتن آسودگي خاطر مي توان آنها را به دست آورد ، مشروط به اين كه با دانش و آگاهي واقعي اهدافي را براي زندگي خود برگزيد . چنان كه لويي استوني مي گويد: " تنها گنجي كه ارزش جست وجو كردن دارد، هدف است ."
انسان بي هدف كاملاً تابع حوادث و پيشامدهاست. اما كسي كه هدف روشني در زندگي دارد، خود تصميم مي گيرد و تلاش مي كند و پس از رسيدن به كاميابي ، احساس خوشبختي و آرامش مي كند. اما افرادي كه اهداف نامشخص را پي مي گيرند، به هر مقام ، ثروت و جايي برسند ، باز هم ناراضي اند. هريك ازما بايد بدانيم كه چه مي خواهيم؟ چه هدفي را دنبال مي كنيم و در انتظار چه موفقيتي هستيم ؟ اگر اينها را دانستيم ، آن موقع است كه براي رسيدن به اهداف بايد تلاش كنيم ، مثلاً آگاهي مان را بالا ببريم و از تقليد كوركورانه بپرهيزيم . به شناخت توانايي ها ، ظرفيت ها و استعداد هاي خود وهمچنين ضعف هاي خود بپردازيم واعتماد به نفس و توكل به خداوند متعال وسپس حركت و تلاش را گسترش بدهيم . براي اين كار تمركز فكر، مطالعه و مشاوره ، ساز و راه كارهاي مناسبي اند.

فكر خوب
فكر خوب، معمار و آفريننده است . افكارآدمي سازنده زندگي اوست. همچنين فكر، وجه تمايز بين انسان وحيوان است. سپردن انديشه ها و آرزوها به مغز و ايجاد فرصت لازم براي بررسي يكايك آنها نيروي شگفت انگيزي در پي خواهد داشت. به قول امرسون هر انساني حاصل تفكرات روزانه خويش است. انديشه و تفكرات پشتوانه اي بزرگ در سراسر حيات بشرند وبه قول پاسكال ، انسان بي انديشه وتفكر به ماده اي بي روح مي ماند. پس سعي كنيد همچون اسفنج كه آب را جذب مي كند، شما نيز افكار خوب را جذب كرده ، آن را در خدمت هدف خويش و هر دو را در خدمت موفقيت خود قراردهيد.
مطالعه مناسب
مطالعه ، سرمايه اي زوال ناپذير است كه به وسيله آن خيلي چيزها را مي توان خريد يا ساخت . با مطالعه مي توان بناهايي ساخت كه هزاران سال پا برجا باشد. اما درباره مطالعه خوب ، نيچه مي گويد : " ضمن مطالعه سعي كنيد مانند صيادي چيره دست به صيد افكار خوب برويد و افكار كهنه و پوسيده را يكسره به دور اندازيد." به وسيله مطالعه مي توان از تجربه ها و اندوخته هاي ديگران استفاده كرد. با روش الگو برداري و مدل سازي ، در وقت وپول شما نيز صرفه جويي مي شود ، مغز شما با مغز ديگران ارتباط پيدا مي كند و بدين وسيله راه موفقيت را زودتر و سهل تر پيدا مي كنيد . سعدي اين مطلب را بدين گونه بيان كرده است :
مرد خردمند هنرپيشه را
عمر، دو بايست دراين روزگار
تا به يكي تجربه آموختن
با دگري تجربه بردن به كار
مشاوره منطقي
مشاوره، عامل مؤثر و سرمايه رايگاني در مسير پيروزي و موفقيت است . دراين باره تئودورپاركر مي گويد: كاش دانسته بودم چگونه زندگي كنم يا كسي را يافته بودم كه روش زندگي را به من تعليم دهد. يك مثل چيني نيز مي گويد: اگر مي خواهي كاري را به درستي انجام دهي ، با سه تن از سالخوردگان مشورت كن . ودر ادبيات شيرين فارسي مي خوانيم كه : "آن كه بيشتر مشورت مي كند، كمتر دچار اشتباه مي شود،" يا مثل آمريكايي كه بيان مي دارد : " دو فكر از يك فكر بهتر است." از اين قبيل مثل ها در آيات ، احاديث و ادبيات كهن ايران زمين بسيار وجود دارد كه ذكر همه ي آنها از حوصله اين بحث خارج است. همين اندك كه ذكر شد تا حدودي بيانگر اهميت مشاوره است. البته مشاور هم بايد آدم خبره اي باشد ، چنان كه حضرت علي – عليه السلام - مي فرمايند: " كسي كه در امور مهم با خردمندان مشورت كند، شريك عقل آنها مي شود." . به قول ويكتورپوشه : " خوشبختي ، شادي و نشاط مسري است ؛ پس همواره سعي كن با افراد گشاده رو، دلشا د و خوشبين معاشرت كني ." آدمي مثبت بين و مثبت انديش باش. مشورت با آدم مثبت انديش و خوشبين تو را به زندگي و تلاش اميدوار مي كند . يك مَثـَل ژاپني ، مي گويد : " خوشبين به آينده اميداوار است و بدبين از آن بيمناك." دكتر نورمن پيل ، نيز مي گويد: " افكارخوب ومثبت همچون تابش نور خورشيد براتاقي تاريك است كه همه جا را روشن مي كند، به شرط آن كه در و پنجره را نبسته و پرده ها را پايين نكشيده باشيد." آدم ترسويي نباشد. آدم ترسو خطرها و ضررها را چندين برابر مي كند. هاريمن مي گويد: " آينده را از دريچه ترس و وحشت نگاه نكنيد." آدم ترسو آن قدر از شكست صحبت مي كند كه ناخود آگاه شما را به شك و ترديد مي اندازد ، تلاش و حركت را در وجود شما تضعيف مي كند و در نتيجه وصول به موفقيت را به تأخير مي اندازد. آدم لاف زني نباش .
آدم لاف زن چون طبله غازي است پرغوغا ، نه عطر عطاري كه بي سر و صدا مي بويد و فضا را عطرآگين مي كند. آدم لاف زن رؤيايي و متزلزل است ، ثبات رأي ندارد و از سر عيب جويي به همه چيز وهمه كس مي نگرد. پس سعي كن با فردي دانا ، خوشبين ، مثبت نگر و شجاع مشورت كني تا راه رسيدن به موفقيت كوتاه شده ، آن را راحت تر بپيمايي ، چنان كه در تاريخ گزيده مي خوانيم : " هر كه با دانا مشورت كند ، از رسوايي درامان است ."

اثرهاي موفقيت در زندگي و شغل
افرادي در زمينه شغل و زندگي موفق اند كه ازويژگي هاي زير برخوردار باشند:
1- افرادي كه وقت شناس اند وبه زمان اهميت مي دهند واز وقت خودشان وديگران به خوبي استفاده مي كنند. همچنين به ظاهر و آراستگي توجه داشته ، از بد پوشي و كثيفي پرهيزمي كنند و باور دارند كه ترفيع و موفقيت و خوشي درشغل و زندگي را بايد به دست آورند و دراين راه از تلاش و كوشش دريغ نمي ورزند . در مواجه با مشكلات و مسائل به جاي افسوس و آه و ناله ، به يافتن راه حل هاي مختلف مي پردازند وضمن پذيرش اشتباهات خود از دليل تراشي وحواله ي آن به ديگران خود داري مي كنند.
2- افرادي پيروزمندانه زندگي مي كنند كه به جاي اين كه منتظر كمك ديگران باشند، خود به ديگران كمك مي كنند و در پذيرش مسئوليت ها منتظر درخواست وپيشنهاد نمي شوند، بلكه داوطلبانه به سوي آن مي روند . احترام مي گزارند و مؤدب اند . پس از آن از همسر، فرزندان يا همكاران و... تقاضاي احترام وادب دارند.
3- همه انسان ها ذهنشان فعال است وتوانايي ايجاد تعداد نامحدودي ايده را دارند. افراد موفق از ايده پردازي خود داري نمي كنند، مغز خود را پرورش وتمرين مي دهند و سعي مي كنند ايده هاي بيشتر ومطلوب تر توليد كنند وعلاوه برآن تلاش مي كنند تا ايده هاي خود را با هم مقايسه كرده، بهترين ايده ها راعمل كنند.
اصول موفقيت
1- طرح هاي كوچك را كنار بگذاريد و براي زندگي خود اهدافي بزرگ ، ولي دست يافتني ، نه آرماني انتخاب كنيد :
هدف عالي و بزرگ ، شما را به تفكر، تلاش و كوشش وا مي دارد . پس سعي كنيد به اهداف بزرگ بينديشيد و موفقيت را با تمام وجود بخواهيد . همواره به خاطر داشته باشيد كه افراد موفق، مردان و زناني جسور وبا اراده اند كه از مشكلات هراسي به دل راه نمي دهند.
2- از هوش و استعداد وپشتكار كمك بگيريد:
يقين بدانيد به قول باكستون ، با استعداد متوسط اما پشتكار قوي به هرچه بخواهيد ، مي رسيد . همچنين شيلرمي گويد: تنها كسي موفق مي شود كه به انتظا ر ننشيند وهمه چيز را از هوش وحواس خود نخواهد . معني اين سخن اين است كه كاميابي وموفقيت زماني به دست مي آيد كه از هوش واستعداد ، نظم ودقت و شكيبايي و پشتكار بهره كافي گرفته شود.
3-شانس را جايگزين لياقت واعتماد به نفس نكنيد واز فرصت ها بهره بگيريد.
شانس به معناي توانايي درك موقعيت وانتخاب بهترين هاست . ضرب المثل معروف : " شانس فقط يك بار درخانه آدم را مي زند" بيانگر همين موقعيت شناسي است . شانس و اقبال يعني استفاده بجا از فرصت هاي پيش آمده . به قول بزرگمهر حكيم " كارها به كوشش است وكوشش ، قضا را سبب مي شود. " همچنين حافظ شيرين سخن گويد:
" قومي به جد و جهد گرفتند زلف يار قوم دگر حواله به تقدير مي كنند"
پس، از آن قومي باشيد كه خوشبختي هايتان را خودتان رقم بزنيد. لينكلن مي گويد: " بيشترِ خوشبختي ها و بدبختي هاي افراد صرفاً به دست خودشان است".

4- همواره "خواستن ، توانستن است" را شعار خود قرار دهيد :
" خواستن نه به معناي ميل داشتن ، آرزو كردن و اميدوار بودن ، بلكه به معناي عمل كردن است . خواستن يعني اراده كردن واراده كردن يك فرمان دروني است كه عمل به آن موفقيت را به بارخواهد آورد. سعي كنيد آري گفتن را بياموزيد و براي غلبه بر مشكلات ، خود را آماده سازيد.
5- نمي توانم ، نمي دانم ونمي شود را از ذهنتان بيرون بريزيد:
در دنياي انسان ها غير ممكن وجود ندارد وانجام هر كار به شرط داشتن اراده ي قوي ، امكان پذير است ومطمئن باشيد كه با اراده ، مقاومت و شكيبايي و انتخاب راه درست به سوي مقصد و تصميم گيري به موقع ، انجام هر كاري ممكن مي شود. به قول دكتر داير " دست به دست كردن ، آدم را در جاده "شايد" سرگردان مي كند واو را جز به خانه هرگز به جايي ديگر رهنمون نمي سازد." هم او مي گويد : " اگر براي حل مشكلات به خود ترس راه دهيد ، خواه ناخواه روحيه يأس و نااميد ي موجب عدم اجراي آن كار مي شود." در همين زمينه حضرت علي عليه السلام – مي فرما يند : " يأس و نااميدي از بزرگ ترين گناهان است"، مطمئن باشيد اگر كارتان را آغاز كنيد، توانايي انجامش به دنبال مي آيد و كار كوچكي كه انجام بيابد، بهتر از كارهاي بزرگي است كه فقط در قالب حرف و طرح باقي بماند.

6- كارها را جزء به جزء كرده ، انجام بدهيد:
به قول هنري فورد " اگر كار را به بخش هاي كوچك تقسيم كنيد و جزء به جزء انجامش دهيد، به نظربزرگ و دشوار نمي آيد " هميشه بدانيد كه كارهاي انجام شده ي بزرگ ، با قدم هاي كوتاه آغاز شده اند. يك ضرب المثل چيني مي گويد : " مرد ي كه كوه را ازميان برداشت ، كسي بود كه شروع به برداشتن سنگريزه ها كرد." يقين بدانيد راهي كه هزار كيلو متر باشد ، قدم به قدم پيموده مي شود. پس سعي كنيد كارهاي بزرگ را به قسمت هاي كوچك تقسيم كنيد تا با خيالي راحت واطمينان وشجاعت دست به انجام آنها بزنيد.
7- از تمام نيروي خود استفاده كنيد:
آيا فكركرده ايد كه چرا ذره بين پارچه را مي سوزاند؟ بسيار ساده است ، زيرا ذره بين نور آفتاب را جذب مي كند و در يك نقطه متمركز مي سازد ، بنابراين اگر پارچه اي درجلوي آن بگيريد، آن را مي سوزاند . تمركزنيروهاي شما اعم از جسماني ، عقلاني و روحي و رواني در يك جا، اثري به مراتب بيشتر از ذره بين خواهد داشت . همواره اين را بدانيد كه :
نا برده رنج گنج ميسر نمي شود مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد
8- از نيروي تخّيل يا از ضمير ناخوآگاه به خوبي استفاده كنيد :
دكتر ماكسول مالتر دركتاب "علم كنترل ذهن " مي گويد : " مغز و دستگاه عصبي انسان داراي مكانيزم هدف جويي است كه به طور خودكار براي رسيدن به يك هدف بخصوص ، فعاليت مي كند." يعني مغز آن قدر بر هدف مورد نظر تمركز مي كند تا سرانجام به پاسخ مطلوب برسد. به همين سبب سپردن آرزوها به ضمير ناخودآگاه ، شما را به فعاليت براي يافتن راه حل وا دار مي سازد. به قول دكتر ژوزف مورفي " ضمير باطن ، ايده ، عقيده و ايمان مسلط را با آغوش باز مي پذيرد ." پس سعي كنيد با ورود تفكر مثبت ، ضمير ناخودآگاه خود را بارور سازيد . هرگز نگوييد كه شانس من اين گونه بود، تقدير اين طور نوشته شده است ، زندگي من با اين حرفها تغيير نمي كند ، بلكه سعي كنيد خود را از شر افكار نااميد كننده و منفي برهانيد تا به آرزوهاي خود برسيد ، زيرا به قول مولانا :
" اي برادر توهمين انديشه اي ما بقي خود استخوان و ريشه اي
گربود انديشه ات گـُل ، گـُلشني ور بود خاري ، تو هيمه ي گلخني "
مطمئن باشيد آنچه را كه مغزانسان تصور و باور كند، به آن مي رسد.
9- احساس مثبت را در خدمت بگيريد:
با توجه به دلايل فراوان و بررسي هاي متعدد انجام شده ، ثابت شده است كه تنها افكار آميخته با احساس مي توانند روي ذهن نيمه هوشيار تأثير بگذارند. اين امر حقيقت كاملاً شناخته شده اي است كه احساس و هيجان بر اغلب مردم حكومت مي كند. پس بهتر است با احساسات وهيجانات بيشترآشنا بشويد.
در وجود انسان هفت احساس مثبت وهفت احساس منفي كلّي شناسايي شده است . احساس منفي بي آن كه ما دخالتي داشته باشيم برتكانش هاي فكري ما جاي مي گيرند و به ذهن نيمه هوشيار ما مي رسند . اما جنبه هاي مثبت را بايد خود به افكار تزريق كنيم كه راه انجام اين كار هم تلقين به خويشتن است .
هفت احساس مثبت عبارت اند از : ميل و اشتياق ، ايمان ، عشق ، غريزه ، دلگرمي واميد بخشي ، تخيّل ، تفكر و دورانديشي .
هفت احساس منفي نيزعبارت اند از: ترس ، حسادت ، تنفر، انتقام ، حرص وطمع ، خرافات وخشم .
احساس هاي مثبت به ما نشاط ، اميد ، حركت ، تلاش و نيروي فوق العاده مي بخشند ، پس سعي كنيد عادت استفاده از احساسات مثبت را در خود ايجاد كنيد . وليكن احساس هاي منفي بازدارنده اند وتمام كمك هاي ذهن نيمه هوشيار را از بين مي برند، پس براي رسيدن به موفقيت بايد خوبي ها، زيبايي ها ، سفيد ي ها ، شجاعت ها و دليري ها را ديد نه بدي ها، زشتي ها ، سياهي ها وترس و جُبن را چنان كه سعدي فرموده است :
" بُوَد خار و گل با هم اي هوشمند چه دربند خاري ؟ توگل دسته بند"
" كرا زشت خويي بود درسرشت نبيند زطاووس جز پاي زشت "
10- تفاوت هاي فردي را فراموش نكنيد :
دراين باره به حكايتي از سعدي عليه الرحمه ، بسنده مي كنيم كه مي گويد: پادشاهي پسري را به اديبي داد و گفت : اين فرزند توست ، تربيتش همچنان كن كه يكي از فرزندان خويش . اديب خدمت كرد و مستقبل شد و سالي چند بر او سعي كرد و به جايي نرسيد و پسران اديب در فضل و بلاغت منتهي شدند. مَلك دانشمند را مُؤاخذت كرد و متابعت ( درشتي ) ، كه وعده خلاف كردي و وفا به جا نياوردي ، گفت : بر رأي خداوند روي زمين پوشيده نماند كه تربيت يكسان است و طبايع مختلف.
" گرچه سيم وزر سنگ آيد همي درهمه سنگي نباشد زر وسيم
برهمه عالم همي تابد سهيل جايي انبان مي كند، جايي اديم"
با استنباط از اين حكايت معلوم مي گردد كه تفاوت هاي فردي در امرموفقيت حائز اهميت است وچون خلقت همه يك جور نيست ، پس موفقيت همه يكسان نخواهد بود، لذا از اين بابت غصه خوردن يا شماتت كردن كسي ، بي مورد است .
احساس آسايش ، خوشبختي ، داشتن آرامش روحي و رواني ، مزاحم ديگران نشدن و مزاحمتي از سوي ديگران نديدن ، موفقيت واقعي اند ؛ زيرا مقام ، ثروت ، فرزند شايسته ، مدارج تحصيلي و همسر دلخواه ، همه عواملي اند كه با داشتن آرامش روحي ، خوب بودن با ديگران و داشتن آسودگي خاطر مي توان آنها را به دست آورد، مشروط به اين كه با دانش و آگاهي واقعي ، اهدافي را براي زندگي خود برگزيد.
لويي استوني مي گويد: " تنها گنجي كه ارزش جست وجو كردن دارد ، هدف است ." 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 توسط محمدرضا | 

تحقیق و پژوهش گامی بلند برای رسیدن به توسعه و پیشرفت

اطلاعات، دانش و فناوری در حال تغییر، موجودیت بشر امروزی هستند. علم و فناوری در عصر تحولات شگرف اطلاعاتی و ارتباطاتی به عوامل مهم قدرت در عرصه جهانی تبدیل شده اند. در عصر تحولات، توازن قدرت اقتصادی متکی به عصر تولید اطلاعاتی، کارآمدی یا ناکارآمدی کشورها در گردونه های دیگر توانمندی یا ضعف آنها بستگی تام به نحوه بهره مندی آنها از علم و فناوری دارد. بنابراین مبنای قدرت و حیات در جهان کنونی به چهار عامل ذیل بستگی دارد:
  1- میزان برخورداری از علم و دانش
  2- فرهنگی کردن علم
 3- سرمایه گذاری در تربیت محقق ویژه
 4- تولید ایده نو و تبدیل آن به محصول
 بنابراین در تحقیق و توسعه و میزان پیشرفت هر کشور، رابطه مستقیم وجود دارد و کشورهایی که در زمینه تحقیق و توسعه بیشترین هزینه را متحمل شده اند آنهایی هستند که صاحب فناوری و صنایع پیشرفته هستند. مطالعات نظری و تجربی نشانگر آن است که عامل حیاتی رشد و توسعه اقتصادی، پیشرفت های علمی و فناوری و کلید این پیشرفت ها نیز، تحقیق و توسعه است.
 
در اواسط دهه
۱۹۸۰ پل رومر ارتباط میان رشد اقتصادی و اقتصاد اندیشه ها را تنظیم نمود.
 براساس نظریه رومر، رقابت پذیر بودن ویژگی ذاتی اندیشه هاست. نکته مهمی که رومر بر آن تأکید کرده، این است که اندیشه ها نسبت به کالاهای اقتصادی بسیار متفاوت هستند. اغلب کالاهای ساخت بشر رقابت پذیر هستند. یعنی استفاده از یک کالا مانع از استفاده دیگری از همان کالا می شود. در مقابل اندیشه ها رقابت ناپذیر هستند. وقتی یک اندیشه خلق شد، هرکسی که نسبت به آن اندیشه آگاهی یابد، می تواند از مزیت مربوطه نیز بهره مند گردد بدون آنکه برای استفاده از آن ایده و دانش مبلغی را بپردازد. از سوی دیگر اگر مصرف کنندگان هم حاضر باشند در ازای بهره مندی از این اندیشه هزینه ای را تقبل نمایند هزینه این کالا تقسیم ناپذیر است و نمی توان آن را تجزیه کرد. از ویژگی های مهم دیگر اندیشه ها این است که حداقل در برخی از موارد تفکیک پذیر است. کالاهایی که تفکیک پذیر هستند این امکان برای عرضه کنندگان مهیا است که منافع حاصل از تولید در اختیار آنان قرار گیرد. اما در مورد کالاهای غیر قابل تفکیک وضع به گونه ای دیگر رقم می خورد. این کالاها هرچند هم که دارای آثار جانبی گسترده ای باشند و افراد جامعه از این کالاها استفاده کنند اما تولید کنندگان آنها نمی توانند به منافعی که برای تولید این چنین کالاهایی صرف کرده اند دست یابند. همچنین می توان به این نکته اشاره کرد که میزان تفکیک پذیری یک کالا توسط میزان قدرت مالک آن در اخذ مبالغی از استفاده کنندگان کالا تعیین می شود.
 بنابراین ساز و کار بازار برای چنین کالایی که نمی توان قیمت آن را تعیین کرد ناتوان است و برای تولید و عرضه آن چاره ای نیندیشیده است. بازار وقتی کارا عمل می کند که خریدار و فروشنده بر قیمت معین به توافق برسند. به عبارتی دیگر قیمت هایی که از هزینه نهایی حاصل شده است می تواند هماهنگ کننده تصمیمات تولید کنندگان و مصرف کنندگان باشد. در این صورت سیستم بازار برای سه پرسش اساسی اقتصاد یعنی چه، چگونه و برای کی یک راه حل بهینه ارائه می دهد. حالا هنگامی که برای یک کالا هزینه نهایی وجود نداشته باشد و یا نمی توان به سادگی محاسبه کرد آیا آن کالا نباید به مرحله تولید برسد در این گونه موارد دولت برای خلق ایده های نو که اساس پیشرفت و توسعه یک کشور در قرن حاضر محسوب و برای عموم منافعی را ایجاد و در ادبیات اقتصادی با عنوان آثار مثبت خارجی معروفیت می یابد باید پا به میان بگذارد. وظایف دولت که در زمانی به برقراری نظم و امنیت و دفاع از کشور خلاصه می شد به یکباره دچار تغییر و تحول می شود و به تولید کالایی دست می زند که مبنایی برای عرضه محصولات اقتصادی توسط واحدهای بخش خصوصی است. لذا نقش دولت در دوران دانایی محوری به قبل از تولید و هنگامی که یک کالای اقتصادی پا به دوران حیات نگذاشته است بر می گردد. دولت به خلق اندیشه زمینه را برای فعالیت های تحقیق و توسعه که منجر به تکنولوژی و فناوری می شود و بنگاه های بخش خصوصی آنها را مورد بهره برداری قرار می دهند، فراهم می کند. در این حالت بخش خصوصی با استفاده از نوآوری و با تولید محصولات جدید یا ایجاد فرآیند های جدید به منافعی قابل ملاحظه دست می یابد. در اینجا دیگر نمی توان ماهیت کالاهای عمومی را برای محصول فعالیت های تحقیق و توسعه قائل شد زیرا این کالاها از سه ویژگی مهم کالاهای اقتصادی یعنی رقابت پذیری، مالکیت و کیفیت برخوردارند. همانطور که در مطالب فوق اشاره شده برای این که یک کشور به این مرحله از توسعه دست یابد دولت ها باید نقش اساسی و فعلی را داشته باشند. به لحاظ نظریه دولت ها از سه ابزار در اختیار می توانند بهره گیرند:
  1- دادن یارانه مستقیم به مؤسسات پژوهشی برای انجام امور تحقیقاتی
 2- تأیید حقوق مالکیت نو آوری پس از پدید آوری اثر و محصول به منظور دادن امکان به شرکت های صاحب نوآوری برای بهره برداری از رانت انحصاری موقت ناشی از آن
 3- ایجاد انگیزه های مالیاتی از طریق تخفیف
 بررسی حمایت های دولت از بخش پژوهش و فناوری بر پایه برنامه چهارم توسعه را می توان در قالب سه محور اصلی حمایت های مالی، نظام سازی و ساختار سازی و اصلاح سیاست ها، قوانین و مقررات خلاصه کرد. البته این تقسیم بندی حاکی از طیف وسیعی از اقدامات است که از ایجاد زمینه های قانونی و مقرراتی تا بر قراری نظام هایی همچون نظام ملی نو آوری گسترش می یابد. حمایت های مالی نیز متنوع است و در مجموع با هدف کمک به انجام پژوهش در بخش دولتی، حمایت از پژوهش های مأموریت گرا و حمایت از حقوق مالکیت فکری انجام می شود و آنچه بسیار اهمیت دارد اجرای موفق قانون بویژه در ارتباط با حمایت مالی مستقیم از مراکز و شرکت های کوچک متوسط، تأمین و پرداخت هزینه های ثبت امتیاز علمی، صندوق های غیر دولتی پژوهش و فناوری است از همین رو تجربه های جهانی مرتبط با استفاده از ابزارهای یارانه ای و تخفیف مالیاتی می تواند به کارآید. لذا در پایان به نظر می رسد فعالیت های زیر باید از سوی دولت جهت توسعه فعالیت های پژوهشی در ایران صورت گیرد:
 ▪ فراهم آوردن انتقال آزادانه پژوهش های بنیادی برای افزایش دسترسی به محصولات علمی.
 ▪ سرمایه گذاری و انجام حمایت های مالی از پژوهش های بنیادی دارای مالکیت عمومی و رقابتی.
 ▪ حمایت از سرمایه های انسانی به عنوان اصلی ترین نهاد پژوهش.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 توسط محمدرضا | 

خیلی وقت بود این سوال برای من پیش آمده بود علت  اینکه کشورمان ایران با آن تمدن بزرگ و با شکوه چرا اینهمه عقب افتاده و از لحاظ علمی و تکنولوژی چرا از کشورهای غربی اینقدر فاصله داریم برای همین تاریخ ایران بعد از اسلام تا قبل انقلاب را مطالعه کردم هر چند بعضی از کتاب ها از سلسله  یا از افرادی به نوعی جانب داری یا بعکس بدگویی کرده بودند اما با جمع بندی همه آنها می توان به نتایجی  مفیدی رسید . دلیل اینکه تاریخ بعد از اسلام را مطالعه کردم این بود که در دوره پس از اسلام مسلمانان بسیار پر قدرت و متمدن بودند و اروپائیان در توحّش  و عقب ماندگی به سر می بردند . پس لازم ندیدم دوره قبل از اسلام را مطالعه کنم.

طبق چیزهایی که قبلا در مورد عقب ماندگی ایران شنیده بودم و اکثراً مغولان را عامل عقب ماندگی ایران می دانستند ابتدا تاریخ اسلام تا مغول را بررسی کردم که واقعاً شگفت انگیز بود تاریخ این دوره مملو از دانشمندان ، شاعران  بزرگی بود که هر کدام برای خود جایگاه ویژه ای داشتند و بسیاری از آنان اکنون از بزرگان علم و دانش ایران و جهان شناخته می شوند از لحاظ حکومت و قدرت نظامی نیز این دوره دارای حکومتها و پادشاهان قدرتمندی بوده است اما آن چیزی که مشهود بود اینکه با وجود حکومتهای قدرتمند اکثر این حکومتها تحت فرمان حکومت عباسیان بودند و سلطنت خود را وابسته به آنها می دانستند هر چند اکثر این حکومتها می توانستند حکومت عبّاسیان را مغلوب کنند و خود مستقلاً حکومت کنند ولی بنا به دلایلی از جمله اینکه اکثر مردم ایران در آن زمان اهل مذهب تسنن بودند و خلفای عباسی را جانشینان پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) می دانستند، این حکومتها ترجیح میدادند  دست به چنین اقدامی نزنند. می توان گفت تا قبل از حمله مغول به ایران هیچ حکومت مستقلی بوجود نیامده بود و ایران عملا دارای استقلال نبود چون تمامی این حکومتها بعنوان حکومتهای محلی حکومت می کردند .

و اما دوران پس از حمله مغول به ایران که تمامی دوستان کم و بیش از دلایل حمله و فجایعی که مغولان در ایران به بار آوردند اطلاع دارند . اما آن چیزی که براحتی می توان دریافت اینکه همین مغولان وحشی که آنقدر جنایات هولناک و ویرانی های  زیادی به بار آوردند پس از چند دهه که با فرهنگ و تمدن ایران آشنا شدند کم کم میل به خونریزی و ویران کردن را از دست دادند و به علم و دانش علاقمند شدند و  تا جایی که زبان رسمی سر تا سر قلمرو  مغولان زبان فارسی  شد و تا حدودی کتابخانه ها و دیگر مکانهایی که ویران کرده بودند را از نو بنا کردند هر چند که ویرانی هایی که به بار آورده بودند به این زودی ها قابل جبران نبود اما با این وجود دانشمندان بسیاری پس از حمله مغول و حکومت مغولان و سلسله های پس از آنها  از جای جای ایران پا به عرصه ظهور گذاشتند . یعنی تمدن و فرهنگ غنی مردم ایران مغولان وحشی را در خود  حل کرد و تمدن ایران با حمله ویرانگر مغول نیز پا برجا ماند تا اینکه با تاسیس  سلسله صفوی قدرت و استقلال ایران را باز گرداند و در این عصر بود که تمدن ایران اسلامی به اوج خود رسید و نفوذ هر بیگانه ای را در ایران تقریبا قطع کرد همانطور که اکثر دوستان اطلاع دارند در عصر صفوی ایران از قدرت نظامی و اقتصادی خوبی برخوردار بود . امپراتوری عثمانی که در آن زمان از  قدرتهای بزرگ محسوب می شد  که اروپائیان نیز از مهار قدرت این امپراتوری عاجز بودند اما ایران با قدرت در مقابل این امپراتوری ایستاده بود .در دوره صفویه ایران دارای پیشرفتی خوب و قدرتی مهم در منطقه و جهان محسوب می شد پس از صفویه سلسله هایی همچون افشا ریه و زندیه نیز هر چند عمر کوتاهی داشتند اما در همین مدت کوتاه از تمامیت ارضی ایران در مقابل بیگانگان حفاظت کردند  این دو سلسله به دلیل کوتاه بودن عمرشان تاثیر مثبت چندانی روی دانش و علم ایران نداشتند و مانند سلسله های قلبشان حداقل جلوی پیشرفت دانش رعایای خود را نمی گرفتند .

و اما سلسله قاجار

سلسله قاجار از اولین روزی که آغا محمد خان قصد تاسیس آن را کرد با خونریزی و ویران کردن شهرهای آباد ایران شروع شد . روی کار آمدن این سلسله هیچ چیز جز بدبختی و فقر برای ایران نداشت پادشاهان این سلسله هر کدام از دیگری بی کفایت تر  و خوشگذران تر بودند . قرارداد های ننگینی همچون گلستان و ترکمن چای و پاریس و .... که هر کدام به نوبه خود قسمتی از خاک ایران را  به بیگانگان واگذار کرد از پی آمد های حکومت شاهان نا لایق قاجار می باشد . پادشاهان این سلسله بدون استثنا پول پرست و طمّاع و ترسو بودند .چیزی که در این سلسله بسیار به چشم می خورد سعی شاهان این سلسله برای دور نگه داشتن مردم از پیشرفتهای علمی و فرهنگی و بخصوص اجتماعی دیگر کشور های جهان بود با این که  اکثر کشورهای دنیا در آن زمان مدرسه هایی به سبک جدید را تاسیس کرده بودند در هیچ جای تاریخ نشانی به چشم نمی خورد که یکی از شاهان این سلسله دستور بنای مدرسه ای یا جاهایی از این قبیل را داده باشد  مگر اینکه صدر اعظم هایی با لیاقت همچون قائم مقام فراهانی و امیرکبیر که با درایت و کاردانی خود خدماتی ارزنده از این قبیل را به این مرز و  بوم ارائه داده باشند . که متاسفانه این حکومت با درباریان پول پرست و قدرت طلبان بسیار زمینه قتل این دو بزرگ مرد را فراهم کردند و کسانی را به صدارت رساندند که یا نادان و از اوضاع جهان بی خبر و یا بسیار خائن به ایران و مردم بودند . برای نمونه در زمان صدارت حاجی میرزا آقاسی  به ایشان اطلاع می دهند که برای بار کشی اردوی نظامی به ناچار باید از شتر استفاده کنیم ولی چون پای شتران در سنگلاخ و دماغه کوه می لغزید و بواسطه نداشتن سم مجروح می شدند و نمی توانستند بار را به مقصد برسانند ، از جناب صدر اعظم کسب تکلیف کردند ، صدر اعظم نیز دستور ساخت کفش آهنی برای شتران را صادر کرد  زمانی که چهل هزار  تا از این کفش ها آماده شد  کفش ها را امتحان کردند و متوجه شدند که این کفشها  بکار نمی آید !!!  جالب اینکه  جناب صدر اعظم اینقدر آگاهی نداشته که ابتدا امتحان کنند و سپس دستور ساخت بصورت انبوه را بدهند . نمونه های بسیاری از این قبیل نادانی ها و خیانتها و ..... در این دوره وجود دارد که در این جا مجال پرداختن به آنها نمی باشد . اما به نظر من  عامل اصلی که این سلسله در عقب ماندگی ایران نقش اصلی را دارد تقدیم بی چون چرای ایران به بیگانگان از جمله انگلیس و روسیه ( و بعد ها آمریکا ) بود که پس از انقراض سلسله قاجاریه که بدست همان بیگانگان  بود  سلسله ننگین تر پهلوی که بنوعی حکومت کشورهای مزبور بر ایران بود را تاسیس کردند .

دلایل بسیار ی و جود دارد که سلسله قاجار باعث بیشترین عقب افتادگی ایران است  بعنوان مثال انبار  غلات و مواد مورد نیاز مردم که باعث قحطی و گرسنگی و افزایش قیمت آنها تا چندین برابر  در سر تا سر کشور می شد که هر خواننده تاریخی ، را از این اقدامات پادشاهان و درباریان قاجار به تعجب وا می دارد زیرا در تمام کشورهای دنیا  پادشاهان و حکمرانان سعی در بهتر نمودن وضع معیشت و حتی اجبار در آموختن علم و هنر  در میان رعایای خود بودند تا از این طریق پیشرفت و جایگاه کشورشان را در جهان تثبیت کنند . این در حالی بود که پادشاهان قاجار با ایجاد قحطی های ساختگی و غارت اموال رعایای خود ، مردم را از یک زندگی ساده محروم کرده بودند چه برسد به اینکه به علم و دانش اهمیت بدهند  و از مردم گرسنه و محتاج نان شب که  کسی مجال دنبال علم رفتن را نداشت.  از بی لیاقتی  شاهان و درباریان قاجار حرف و حدیث بسیار است در اینجا نمی توان به همه آنها اشاره کرد . البته جالب اینکه نسب قاجار ها به قوم مغول میرسد هر چند که پس از چند صد سال آنها ایرانی محسوب می شوند  ولی انگار کار چنگیز خان مغول را به نوعی دیگر  تکرار کرده اند .

اما خوشبختانه با به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی ایران روند عقب افتادگی ایران قطع شد و جوانان ایران زمین با همتی مثال زدنی به رغم تلاشهای مخرب دشمنان ، بسوی جبران عقب افتادگی ایران پیش می روند و هر روز شاهد موفقیت جوانان ایرانی در عرصه های گوناگون هستیم  هر چند کاستی هایی در این راه وجود دارد ولی با همت دانشمندان و فرزانگان کشورمان ایران استوار تر از همیشه به پیش می رود تا ایرانی در خور نام ایران داشته باشیم.

دوستان عزیز شما نیز نظر خود را در این زمینه با ما در میان بگذارید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386 توسط محمدرضا | 

چه عواملي کشور را در مسير پيشرفت همه جانبه قرار مي‌دهد؟ 
 

رییس جمهور "چه عواملي کشور را در مسير پيشرفت همه جانبه قرار مي‌دهد؟" را به عنوان پرسش مهر سال 86 عنوان و تصریح کرد: امسال پرسش ما در خصوص تعالي همه ‌جانبه كشور و در زمينه‌هاي مختلف مي‌باشد چرا كه ملت ما شايسته قرارگرفتن بر قله‌هاي بلند جهاني است.
دکتر محمود احمدی نژاد با تاكيد بر اينكه ملت ايران شايستگي دارد که درهمه زمينه‌ها پيشاپيش ملت هاي ديگر حركت كند، افزود: "عوامل پيشرفت ايران چيست؟"، "موانع پيشرفت كشور چه چيزهايي مي‌باشد؟" و "چه كنيم تا موانع پيشرفت را از پيش رو برداريم؟" از دیگر موارد و مصادیق پرسش مهر امسال است.
ریيس‌جمهور با بيان اينكه نگاه به قله‌هاي بلند و آرمان‌هاي الهي عواملي هستند كه ما را به پيشرفت مي‌رساند اظهارداشت: بايد موانع پيشرفت، سستي‌ها و ‌آسيب‌پذيري‌ها را كارشناسي و خنثي کرد.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386 توسط محمدرضا | 
قله پيشرفت
صفحه نخست
         پست الکترونیک
                                   ارتباط با مدیریت

اضافه به علاقه مندیها        صفحه خانگی

     سخنان مقام معظم رهبري

    سخنان رياست محترم جمهور

       عوامل و موانع پیشرفت
        پیشرفت از نگاه اسلام
        پیشرفت از نگاه امامان
                    متفرقه

آموزش و پرورش شهر دامغان
مقام معظم رهبري
رياست محترم جمهوري
آموزش و پرورش استان سمنان
پرسش مهر 8
مسجد مقدس جمكران

براي تبادل لينك در نظرات وبلاگ به ما بگوييد


در وبلاگ قله پيشرفت
در كل اينترنت

مشخصات سيستم شما

طراح قالب         

لطفاً در نظرسنجي وبلاگ شركت نمائيد

حقوق اين وبلاگ محفوظ است و هرگونه كپی برداری از آن با ذكر منبع بلامانع است.    © All Rights Reserved 2007-2008 

www.mehr8.blogfa.com